پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

شمع و پروانه

بخش ۳۱ - آگاهی عنبر و کافور از حال شمع

چو باشد بر دلی از داغ تابی

برآید عاقبت بوی کبابی

به هر جا بگذرد آهوی مشکین

توان پی بردنش از بوی مشکین

چو شمع از حد برونشد سوز جانش

پریشان گشت حال خادمانش

زرنگ چهره و بیماری او

شدند آگه ز سوز و زاری او

چو سوز شمع بیش از پیش بودی

دمادم داغ بر داغش فزودی

ضمیرش گشت بر کافور ظاهر

به رازش برد عنبر بوی آخر

بدو گفتند کای ماه دل آرا

چراغ خانه چشم و دل ما

دلیل و رهنمای دوربینان

انیس خلوت تنها نشینان

نهال گلشن حس و جمالی

چو سرو ناز در حد کمالی

چرا با این جمال و سر فرازی

مدام از اشک حسرت میگدازی

مگر داری ز سوز عشق تابی

که میریزد ز گلبرگت گلابی

دلت سوزد زغم کاین گریه خیزد

کسی بی سوز دل چون اشک ریزد

اگر عاشق نیی این زاریت چیست

جگر سوزی و شب بیداریت چیست

ترا گر نیست آه آتش آلود

چه خیزد از دلت جان نفس دود

خیالی میپزی با سوز و زاری

و گرنه در سر این آتش چه داری

همان بهتر که راز از ما بپوشی

بگویی حال و زین آتش نجوشی

اگر ما آگه از کار تو باشیم

طبیب جان بیمار تو باشیم

ادامه‌ی شمع و پروانه

  1. بخش ۳۳ - نصیحت کردن کافور شمع راشنیدند آن دو تن چون قصه شمع
  2. بخش ۳۴ - خطاب شمع با کافور و استعانت از اوخوش آنکس را که چون شمع دلاویز
  3. بخش ۳۵ - دلجویی و چاره سازی عنبر شمع راخوشا یاری که یار مبتلاییست
  4. بخش ۳۶ - بونهادن عنبر بر آتش و خبر یافتن از پروانهخوشا دلخسته یی کور است یاری
  5. بخش ۳۷ - تضرع کردن شمع پیش عنبر و التماس مواصلت با پروانهعجب حالی است عشق و دردمندی
  6. بخش ۳۸ - رسول فرستادن شمع نور را بسوی پروانهرسولی بود امی چون پیمبر
  7. بخش ۳۹ - بیرون آمدن شمع از پرده فانوس و روان شدن نور بجستجوی پروانهاگر عاشق گهی بهر صبوری
  8. بخش ۴۰ - یافتن نور پروانه را بحالت زار و حال شمع را در عشق با او گفتنچو نور از جستجو یک لحظه ننشست
همه‌ی شمع و پروانه ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.