پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

شمع و پروانه

بخش ۳۳ - نصیحت کردن کافور شمع را

شنیدند آن دو تن چون قصه شمع

بآتش سوختند بنیاد نصیحت

بدو گفتا که ای سرو گل اندام

چرا سوزد کسی ز اندیشه خام

بدین آتش که داری در سر خویش

خیالی پز که یابی در خور خویش

تو در حسن آفتاب دلفروزی

به مهر ذره یی تا چند سوزی

گر از پروانه خواهی زد دگر دم

ز غیرت میکشد بادت بیکدم

به چنگ باد اگر در تاب و پیچ است

رها کن تا برد بادش که هیچ است

مکش آه از دل و از وی مکن یاد

مده چون گل جمال خویش بر باد

مکن بر روی هر ناکس تبسم

مکش بر خود زبان طعن مردم

مریز این سیم اشک از دیده هر دم

که از سیم وجودت میشود کم

تو گر از داغ دل آتش فروزی

نه تنها خود که ما را نیز سوزی

چو میخیزد ز گلبرگت گلابی

نشان این آتش سودا بآبی

اگر پروانه میرد هم ترا پیش

شراری مرده گیر از آتش خویش

شکاری گر کنی او را رسان ضرب

که باری گردی از پهلوی او چرب

چرا شاه افکند آن صید بر خاک

که باشد عیب اگر بندد بفتراک

ببین پیری من کم کن جوانی

سخن بشنو ز پیران تا توانی

ادامه‌ی شمع و پروانه

  1. بخش ۳۵ - دلجویی و چاره سازی عنبر شمع راخوشا یاری که یار مبتلاییست
  2. بخش ۳۶ - بونهادن عنبر بر آتش و خبر یافتن از پروانهخوشا دلخسته یی کور است یاری
  3. بخش ۳۷ - تضرع کردن شمع پیش عنبر و التماس مواصلت با پروانهعجب حالی است عشق و دردمندی
  4. بخش ۳۸ - رسول فرستادن شمع نور را بسوی پروانهرسولی بود امی چون پیمبر
  5. بخش ۳۹ - بیرون آمدن شمع از پرده فانوس و روان شدن نور بجستجوی پروانهاگر عاشق گهی بهر صبوری
  6. بخش ۴۰ - یافتن نور پروانه را بحالت زار و حال شمع را در عشق با او گفتنچو نور از جستجو یک لحظه ننشست
  7. بخش ۴۱ - دلالت کردن نور، پروانه را بسوی شمعسعادت بر کسی چون دیده دوزد
  8. بخش ۴۲ - بهم رسیدن پروانه و شمع و فدا کردن پروانه خود راعجب وقتی جگر سوزست آندم
همه‌ی شمع و پروانه ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.