پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۱

گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز

روشن است از دود آهم کاتشی دارم هنوز

گرچه نقد دین و دل همچون زلیخا باختم

یوسف ار سودای من دارد خریدارم هنوز

بسته فتراک عشقم کی بمردن وارهم

با وجود آنکه جان دادم گرفتارم هنوز

در گلستان صد هزاران گل شکفت و باد برد

من ز جور باغبان آزرده و خوارم هنوز

یوسف از زندان برآمد یونس از ماهی برست

صبر ایوبی سرآمد من دل افکارم هنوز

در خرابات مغان اهلی ندارد هیچ کم

گرچه پیرم بامی و معشوق در کارم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۳عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز
  2. شمارهٔ ۸۵۴گل من مگو که لب را بکسی گشاد هرگز
  3. شمارهٔ ۸۵۵شکر خدا که چشم تو بر ما فتاد باز
  4. شمارهٔ ۸۵۶در عین عتاب از بر ما میگذری باز
  5. شمارهٔ ۸۵۷دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
  6. شمارهٔ ۸۵۸ساغر زده و شمع قد افراخته‌ای باز
  7. شمارهٔ ۸۵۹فریاد که یار می‌رود باز
  8. شمارهٔ ۸۶۰سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.