پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۹

المنه لله که دگر مرغ خوش آواز

قانون غزل کرد بمضراب زبان ساز

چون لاله دلم چاک شد از باد بهاری

وقت است که این داغ کهن تازه شود باز

هرگز بزمین توسن بختش نرساند

هرچند بدان میل کند سرو سرافراز

آن حسن پریوش که تحمل نکند کوه

دیوانه کند لا به کز آن پرده برانداز

اهلی چه کند توبه ز معشوق پرستی

کآخر چو بتی دید همان میکند آغاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۱گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
  2. شمارهٔ ۸۵۲جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز
  3. شمارهٔ ۸۵۳عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز
  4. شمارهٔ ۸۵۴گل من مگو که لب را بکسی گشاد هرگز
  5. شمارهٔ ۸۵۵شکر خدا که چشم تو بر ما فتاد باز
  6. شمارهٔ ۸۵۶در عین عتاب از بر ما میگذری باز
  7. شمارهٔ ۸۵۷دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
  8. شمارهٔ ۸۵۸ساغر زده و شمع قد افراخته‌ای باز
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.