پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۷

هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز

نور دو دیده کوری دشمن رسید باز

شکر خدا که طایر دولت شکار شد

شهباز عاشقان به نشیمن رسید باز

چشم تو روشن ای دل مهجور کز سفر

آن توتیای دیده روشن رسید باز

چشمم هنوز شمع جمالش ندیده سیر

اشک نشاط بین که بدامن رسید باز

سیری ندارد از خط و خالش دلم دگر

مور حریص بین که بخرمن رسید باز

اهلی بر آن نبود که گوید حدیث شوق

اما چه چاره قصه بگفتن رسید باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۹المنه لله که دگر مرغ خوش آواز
  2. شمارهٔ ۸۵۰ای برق محبت که ره من زده‌ای باز
  3. شمارهٔ ۸۵۱گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
  4. شمارهٔ ۸۵۲جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز
  5. شمارهٔ ۸۵۳عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز
  6. شمارهٔ ۸۵۴گل من مگو که لب را بکسی گشاد هرگز
  7. شمارهٔ ۸۵۵شکر خدا که چشم تو بر ما فتاد باز
  8. شمارهٔ ۸۵۶در عین عتاب از بر ما میگذری باز
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.