پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۷۴ - حاجی ملک التجار در جواب نوشته و در دیوان ادیب ضبط است

روزگار زن جلب پرور خرابست ای ادیب

چشمه ای از دور اگر بینی سرابست ای ادیب

خون احباب است اندر جام زهرآلود دهر

مست پندارد که لبریز از شرابست ای ادیب

ملک دیگرگون و کار ملک دیگرگون بود

وعد ساعت را تو گوئی انترابست ای ادیب

زین ثقیلان و گر آنجا نان جهان اندر ستوه

خاک لرزان عالم اندر اضطرابست ای ادیب

بسکه طبع آزرده زین آوازها در گوش من

نغمه طنبور چون بانگ غرابست ای ادیب

هر که بوسد از دل و جان خاک پای بو تراب

ورد او یالیتنی کنت ترابست ای ادیب

آنکه گریانست در محراب طاعت تا سحر

سخت خندان در صف طعن و ضرابست ای ادیب

کفشدوز آمد به کف انبان، سگ از میدان گریخت

کو بدانست آنچه او را در جوابست ای ادیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶امیر یا غم بدرت بکاست همچو هلال
  2. شمارهٔ ۷۷آن خمیری را کز آب سلسبیل
  3. شمارهٔ ۷۸ - حکیم دانا میرزا ابوالحسن جاوه فرماید:ملک درویشی نه پنداری که بی لشکر گرفتم
  4. شمارهٔ ۷۹ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
  5. شمارهٔ ۸۰ - عید قربانبیا که عید عرب جفت شد به عید عجم
  6. شمارهٔ ۸۱ - حماسهگرچه دارم مردمی بسیار ازین مردم نیم
  7. شمارهٔ ۸۲ای برق نژاد آهن اندام
  8. شمارهٔ ۸۳ - ماده تاریخچو توفیق و تایید حی قدیم
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.