پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

دلم بسته در حکم و فرمان اقدس

تنم خسته از درد هجران اقدس

مرا دست بر سر بود خون بدامان

که دستم جدا شد ز دامان اقدس

فتادم ز پا رفتم از دست و جانم

بیکبارگی گشت قربان اقدس

دلم غرق خون است چون ناردانه

ز هجران سیب زنخدان اقدس

بدست اجل شد گریبان عمرم

چو بگسست دست از گریبان اقدس

اگر سنگ بارد بسر ز آسمانم

نگردد دل از عهد و پیمان اقدس

امیری از این غم بمیری که گردی

فدای سرو برخی جان اقدس

دل سنگ سوزد بحالت ولیکن

نسوزد دل نامسلمان اقدس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴داد فرخ فر پسر را شاه تاج بخش
  2. شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوقدارم سری از خیال در پیش
  3. شمارهٔ ۶۶ - جواب از زبان معشوقای یاد تو مرهم دل ریش
  4. شمارهٔ ۶۷ - غزل ناتمامنه طاقتی که بماند دل من از طلبش
  5. شمارهٔ ۶۸سه‌شنبه خواند مرا آن صنم به خانه خویش
  6. شمارهٔ ۶۹فدای بدرو رخ ماه و زلف پر شکنش
  7. شمارهٔ ۷۰ - مرثیهنوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغ
  8. شمارهٔ ۷۱ - نکوهش عدلیه عصر قاجارباست و قاف محاکم قضیب استیناف
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.