پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوق

دارم سری از خیال در پیش

وز درد فتاده ام به تشویش

کان دلبر شوخ چشم عیار

رانده است مرا ز حضرت خویش

در خانه خود صلا زد آنگاه

کفش ادبم نهاد در پیش

افکند ز طمطراق و نازم

خندید مرا بسلبت و ریش

گفتم که ارادتم چو بیند

هر روز محبتش شود بیش

بر عکس مراد خویش دیدم

سلطان نکند نظر بدرویش

ای دل اگر آن نگار طناز

مرهم ننهاد بر دل ریش

زین بیش ز مهر وی مجو کام

زین بیش ز قهر وی میندیش

شاهان را این چنین بود رسم

خوبان را این چنین بود کیش

بیچاره امیریست کو را

جز تیر دعا نمانده در کیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ - غزل ناتمامنه طاقتی که بماند دل من از طلبش
  2. شمارهٔ ۶۸سه‌شنبه خواند مرا آن صنم به خانه خویش
  3. شمارهٔ ۶۹فدای بدرو رخ ماه و زلف پر شکنش
  4. شمارهٔ ۷۰ - مرثیهنوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغ
  5. شمارهٔ ۷۱ - نکوهش عدلیه عصر قاجارباست و قاف محاکم قضیب استیناف
  6. شمارهٔ ۷۲آخر ای ایرانیان ای مردمان باشرف
  7. شمارهٔ ۷۳ - بمرحوم ملک التجار تهرانی که در ذوق و ادب معروف است نگاشتهروزگار از بسکه حلقومم فشارد ای ملک
  8. شمارهٔ ۷۴ - حاجی ملک التجار در جواب نوشته و در دیوان ادیب ضبط استروزگار زن جلب پرور خرابست ای ادیب
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.