پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۶۷ - غزل ناتمام

نه طاقتی که بماند دل من از طلبش

نه جرئتی که شود تن روانه در عقبش

شبی به بستر من خفته بود و جان مرا

نبود جرئت یکبوسه از دو لعل لبش

چرا روی ز پی او دلا بدین جرئت

مگر تو غافلی از صلح و قهر بی سببش

نمود دعوی جرئت به عاشقی فرهاد

که عشق کوفت سرش را به سنگ و گردابش

مشو دلیر بشیرین زبانی خوبان

که هست خنده شیر از فزونی غضبش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹فدای بدرو رخ ماه و زلف پر شکنش
  2. شمارهٔ ۷۰ - مرثیهنوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغ
  3. شمارهٔ ۷۱ - نکوهش عدلیه عصر قاجارباست و قاف محاکم قضیب استیناف
  4. شمارهٔ ۷۲آخر ای ایرانیان ای مردمان باشرف
  5. شمارهٔ ۷۳ - بمرحوم ملک التجار تهرانی که در ذوق و ادب معروف است نگاشتهروزگار از بسکه حلقومم فشارد ای ملک
  6. شمارهٔ ۷۴ - حاجی ملک التجار در جواب نوشته و در دیوان ادیب ضبط استروزگار زن جلب پرور خرابست ای ادیب
  7. شمارهٔ ۷۵ - نکوهش القاب بی موردآفرین باد بر سروش الملک
  8. شمارهٔ ۷۶امیر یا غم بدرت بکاست همچو هلال
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.