پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

دلدار بمن از همه کس بیش کند ناز

پیوسته بر این عاشق دلریش کند ناز

گه بر تنم از خامه پر نوش دهد جان

گه بر دلم از نامه پر نیش کند ناز

گو ناز کند بر دل مجروحم از یراک

نازش بکشم هر چه از اینبیش کند ناز

ترسم که در آیینه به بیند رخ خود را

گیرد نظر از عاشق و بر خویش کند ناز

درویش بنازد بشهان از کله فقر

وین شاه کله دار به درویش کند ناز

بیگانه در آن خانه محالست برد راه

کو خویش پرست آمد و بر خویش کند ناز

نازش همه جا بر دل رنجور امیری است

اما بدو صد غصه و تشویش کند ناز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳ - در وصف پرنس ارفع الدولهبنور عقل نخستین و ذات موجد دانش
  2. شمارهٔ ۶۴داد فرخ فر پسر را شاه تاج بخش
  3. شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوقدارم سری از خیال در پیش
  4. شمارهٔ ۶۶ - جواب از زبان معشوقای یاد تو مرهم دل ریش
  5. شمارهٔ ۶۷ - غزل ناتمامنه طاقتی که بماند دل من از طلبش
  6. شمارهٔ ۶۸سه‌شنبه خواند مرا آن صنم به خانه خویش
  7. شمارهٔ ۶۹فدای بدرو رخ ماه و زلف پر شکنش
  8. شمارهٔ ۷۰ - مرثیهنوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغ
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.