پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

آمد ز سفر موکب والای ولیعهد

تابید چو مه طلعت زیبای ولیعهد

شد صدرنشین شمس به بیت الشرف اندر

تا بوسه زند خاک کف پای ولیعهد

تابید مه از اوج فلک تا همه بینند

گردون سپر افکنده به هیجای ولیعهد

افتاد چو بر بام فلک سایه چترش

خورشید برآمد به تماشای ولیعهد

از هم گسلد رشته هر جادو و نیرنگ

از تاب عصا و ید بیضای ولیعهد

گر کار جهان ز آهن و رویست شود نرم

در پنجه و بازوی توانای ولیعهد

پنهان نتوان داشت که هر راز پدید است

در آینه فکرت بینای ولیعهد

زین پس بنماید بجهان کاری دشوار

کاسان شده هر مشکلی از رای ولیعهد

هر کس سر و سودای بزرگی بسرآرد

ما را نبود جز سر و سودای ولیعهد

خوشباش امیری که رساند ملک العرش

ترفیع صفای تو به امضای ولیعهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹به زیر سایه شاهی که مهر از پرتوش زاید
  2. شمارهٔ ۴۰رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  3. شمارهٔ ۴۱دلبرا عیدت خوش و فرخنده باد
  4. شمارهٔ ۴۲درین چمن که هوار و به اهتراز آورد
  5. شمارهٔ ۴۳ - موشح بنام بدرالدوله سلطان بیگمبوسه شیرین اگر زان لعلم ارزانی شود
  6. شمارهٔ ۴۴از خاک ری در گوش جان آواز اقدس می‌رسد
  7. شمارهٔ ۴۵ازین مکتوب دانستم که دلدارم غمی دارد
  8. شمارهٔ ۴۶باد نوروزی به بستان مشک و کافور آورد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.