پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

از خاک ری در گوش جان آواز اقدس می‌رسد

بانگ انااللهی از آن ارض مقدس می‌رسد

گرچه نیارد یاد من آن لعبت آزاد من

از دوریش فریاد من بر چرخ اطلس می‌رسد

تا رفتم از آن گلستان کردم وداع دلستان

زخمم به دل نیشم به جان از خار و از خس می‌رسد

در محبس هجرش منم کز اشک تر شد دامنم

از قسمت جان و تنم زندان و محبس می‌رسد

پیک صبا در حضرتش بوسد زمین طاعتش

بر شاخ سرو قامتش کی دست هرکس می‌رسد

ای دل مشو تلخ و تُرُش کز زانکه بنشینی خَمُش

بس میوه شیرین خوش ز آن نخل نورس می‌رسد

مرهم ز بعد ریش شد نوش از پی هر نیش شد

چون درد و غم از پیش شد آسایش از پس می‌رسد

در این سپهر چنبری او زهره شد من مشتری

چون پروز من و آن پری بر آل افطس می‌رسد

بس کن امیری ماجرا با وی مکن چون و چرا

کالهام یزدانی ترا بر کلک اخرس می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶باد نوروزی به بستان مشک و کافور آورد
  2. شمارهٔ ۴۷پرده یکسو شد و معشوقه پدیدار آمد
  3. شمارهٔ ۴۸ - تضمین غزل خواجه شیرازچو مجلس وکلا را ملک مؤسس شد
  4. شمارهٔ ۴۹مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
  5. شمارهٔ ۵۰جواب نامه ام از نزد دوست دیر آمد
  6. شمارهٔ ۵۱تا خاتم فیروزه مرا یار فرستاد
  7. شمارهٔ ۵۲هزار و سیصد و سی و سه سال کرده گذر
  8. شمارهٔ ۵۳چمن از سبزه شد کان نشابور
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.