پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

تا خاتم فیروزه مرا یار فرستاد

فیروزیم از خاتمه کار فرستاد

زین پس مه و خورشید بزنهار من آیند

کان شاه مرا خاتم زنهار فرستاد

فیروزه کزان روشنی دیده پدیده است

یارم ز پی کوری اغیار فرستاد

فیروزه فرستاد مرا دوست ندانم

یاقوتی از آن لعل گهربار فرستاد

یا خاتم دولت را یزدان به من از غیب

اندر عوض بخشش کرار فرستاد

یا طرفه نگینی است که از بهر سلیمان

با ملک جهان ایزد دادار فرستاد

از لعل لبش کام نجویم که بیانش

در نامه مرا لؤلؤ شهوار فرستاد

در نافه زلفش نزنم دست که فضلش

از خامه مرا نافه تاتار فرستاد

نشناس حقوق کرم دوست امیری

کاین گوهرت از مخزن اسرار فرستاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳چمن از سبزه شد کان نشابور
  2. شمارهٔ ۵۴ - ترجمه از عربیبار خدایا توئی که باطن اسرار
  3. شمارهٔ ۵۵ای مفخر دودمان تیمور
  4. شمارهٔ ۵۶ - بوزیر اوقاف وقت نگاشته استکارهای مملکت از قاف تا قاف ای وزیر
  5. شمارهٔ ۵۷ولیلة طال سهادی بها
  6. شمارهٔ ۵۸ - اصطلاحات عکاسیای عقل دوربین تو در اولین ظهور
  7. شمارهٔ ۵۹بسفر رفت نگار من و من شیفته وار
  8. شمارهٔ ۶۰زمانه کرد در این سرزمین غریبم باز
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.