پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش رشوه

امجدی در رشوه خوردن اهل جد شد

همزه اش را در دلش کردم مجد شد

باد رحمت دائما بر اعتقادش

زانکه او قلبا برحمت معتقد شد

اشتها موجود و استعداد فاقد

پارتی بازی درآمد مستعد شد

معتمد بداعتماد خلق بر وی

خورد مال جملگی را معتمد شد

مجتهد هم مفتی و هم مفت خور بد

در زمان پول دادن مجتهد شد

مستبد در ابتدا بدمست بوده

مقعدش وارون کردم مستبد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  2. شمارهٔ ۴۱دلبرا عیدت خوش و فرخنده باد
  3. شمارهٔ ۴۲درین چمن که هوار و به اهتراز آورد
  4. شمارهٔ ۴۳ - موشح بنام بدرالدوله سلطان بیگمبوسه شیرین اگر زان لعلم ارزانی شود
  5. شمارهٔ ۴۴از خاک ری در گوش جان آواز اقدس می‌رسد
  6. شمارهٔ ۴۵ازین مکتوب دانستم که دلدارم غمی دارد
  7. شمارهٔ ۴۶باد نوروزی به بستان مشک و کافور آورد
  8. شمارهٔ ۴۷پرده یکسو شد و معشوقه پدیدار آمد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.