پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

آوخ ای یاران که طومار معارف پاره شد

جبرئیل ما اسیر جادوی پتیاره شد

مجدالاسلام ادب را آسمان در بند کرد

آتشینش طوق گردن آهنینش یاره شد

عقل مطلق زیر دست جهل نامحدود گشت

نفس ملهم دستگیر لشکر اماره شد

آنکه سلمان وار خواندی بر مسلمانان حدیث

همچو بوذر از مقام خویشتن آواره شد

آنک فکرش چاره کردی کار هر بیچاره را

چون قضا جنبید اندرکار خود بیچاره شد

رهبر اسلامیان را گشت چون دوزخ کلات

مو بر اندامش چو مار و عقرب جراره شد

شور محشر کرد آهنگ مخالف در عراق

لیک بدبختانه آخر جنگ در جوباره شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲ - اندرز بر سبیل غزلآن شنیدستم که از هومر حریفی ز اهل درد
  2. شمارهٔ ۳۳مژده ایدل که ز ره موکب شه بازآمد
  3. شمارهٔ ۳۴وزرا پاسبان پادشهند
  4. شمارهٔ ۳۵هر زمان غره شوال ز در بازآید
  5. شمارهٔ ۳۶بپای آل علی هر که روی زاری سود
  6. شمارهٔ ۳۷آمد ز سفر موکب والای ولیعهد
  7. شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش رشوهامجدی در رشوه خوردن اهل جد شد
  8. شمارهٔ ۳۹به زیر سایه شاهی که مهر از پرتوش زاید
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.