پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

خرّم آن ساعت که نوسازد دلم پیمان تو

عالمی حیران من باشند و من حیران تو

یا مرو یا دل که خون کردی مبر تا شام غم

گریه سیری توانم کرد در هجران تو

گریه کردم عمرها بی منت لخت جگر

بس اگر سوزد درونم آب شد پیکان تو

گر نگاهت رخنه در دل‌ها نماید دور نیست

سال‌ها هم‌خانگی کردست با مژگان تو

شکرلله دامنت نگرفت خاکم بعد مرگ

عاقبت گردی ز من ننشست بر دامان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴تا به گلشن رفته ای بلبل به فریاد آمده
  2. شمارهٔ ۵۵تا کی کنی آزار من زار شکسته
  3. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی که یادی از من آواره می‌کردی
  4. شمارهٔ ۵۷گفتگویت می‌دهد یاد از عتاب تازه‌ای
  5. شمارهٔ ۵۸می‌خورم می از برای گریهٔ مستانه‌ای
  6. شمارهٔ ۵۹تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمی‌کردی
  7. شمارهٔ ۶۰خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی
  8. شمارهٔ ۶۱آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.