پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

می‌خورم می از برای گریهٔ مستانه‌ای

ورنه از مستی چه حظ دارد چو من دیوانه‌ای

گر بود بیماری این حالی که دارد چشم یار

راحت آن باشد که بیماری بود در خانه‌ای

هرکجا حسنی بود عشقی‌ست از ما سر مپیچ

هست گل را بلبلی و شمع را پروانه‌ای

مستی ما را به می حاجت نباشد می‌کند

گردش چشم تو کار گردش پیمانه‌ای

گفتمش دل گفت در زلف حال خویش گفت

می‌شنیدم در شب از دیوانه‌ای افسانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی
  2. شمارهٔ ۶۱آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.