پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

بنشست دلم عمری چون گرد به راه او

برخاست به ناکامی می‌ترسم از آه او

دردم چو شود افزون گویم سر خود گیرم

می‌گویم و می‌گیرم در دم سر راه او

دلگیر شدم از جان شاید که کند کاری

یا بخت سیاه من یا چشم سیاه او

گر رنجه شدی از دل اینک تو و اینک وی

ما را ز چه می‌سوزی جانا به گناه او

بر سرّ بسی پنهان آگاه شدم اما

آگاه نگردیدم از سرّ نگاه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵تا کی کنی آزار من زار شکسته
  2. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی که یادی از من آواره می‌کردی
  3. شمارهٔ ۵۷گفتگویت می‌دهد یاد از عتاب تازه‌ای
  4. شمارهٔ ۵۸می‌خورم می از برای گریهٔ مستانه‌ای
  5. شمارهٔ ۵۹تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمی‌کردی
  6. شمارهٔ ۶۰خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی
  7. شمارهٔ ۶۱آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.