پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

تا به گلشن رفته ای بلبل به فریاد آمده

کآن که گل را بی وفایی می دهد یاد آمده

سرو را از بندگی سرو قدت آزاد کرد

در چمن زان رو خطابش سرو آزاد آمده

سلسله از بهر داد آویختندی پیش ازین

زلف او را سلسله از بهر بیداد آمده

می کشد عشق انتقام عاشق از هرکس که نیست

شاید این از قصه ی پرویز و فرهاد آمده

مژدهٔ قتلم مگر آورده قاصد از برش

زآن که غمگین رفت از پیش من و شاد آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶خوشا روزی که یادی از من آواره می‌کردی
  2. شمارهٔ ۵۷گفتگویت می‌دهد یاد از عتاب تازه‌ای
  3. شمارهٔ ۵۸می‌خورم می از برای گریهٔ مستانه‌ای
  4. شمارهٔ ۵۹تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمی‌کردی
  5. شمارهٔ ۶۰خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی
  6. شمارهٔ ۶۱آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.