پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

تابم به تن از طرهٔ پیچان تو افتاد

چاکم به دل از چاک گریبان تو افتاد

گویند دلش نرم توان کرد به گریه

کار دلم ای دیده به دامان تو افتاد

گر دیده گستاخ پریشان رخت دید

ز آن است که بر زلف پریشان تو افتاد

چون زخم کهن روز و شب آلوده به خون است

هر چشم که بر ناوک مژگان تو افتاد

ای دل لب او آب حیات است ندانم

چون آتش سوزان شد و در جان تو افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵چو از کنار من آن غمگسار برخیزد
  2. شمارهٔ ۲۶دل به چین زلف بندم چین ابرو چون بپاید
  3. شمارهٔ ۲۷دوزم شکاف سینه چو دل جلوه گاه کرد
  4. شمارهٔ ۲۸در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند
  5. شمارهٔ ۲۹به افسون بخت من چین از جبین یار نگشاید
  6. شمارهٔ ۳۰دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
  7. شمارهٔ ۳۱دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
  8. شمارهٔ ۳۲هرگز دل شکسته ما شادمان نبود
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.