پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

مرا لب‌های آتشناک آن جانانه می‌سوزد

که گر بر لب نهد ساغر لب پیمانه می‌سوزد

دلا این گریه بی‌حاصل بود چندین چه می‌ریزی

ز بیرون آب کاتش در درون خانه می‌سوزد

ز غیرت گر برم سر شمع را هر لحظه معذورم

تو در بزمی و امشب شمع چون پروانه می‌سوزد

مبین نقص زن هند و کمال عشق را بنگر

که با نقص زنی خود را چه سان مردانه می‌سوزد

من از بیگانگی‌های تب خویش از همین داغم

که آن شوخ ، آشنا را بیش از بیگانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴نمی‌خواهم کسی با نازنین من سخن گوید
  2. شمارهٔ ۲۵چو از کنار من آن غمگسار برخیزد
  3. شمارهٔ ۲۶دل به چین زلف بندم چین ابرو چون بپاید
  4. شمارهٔ ۲۷دوزم شکاف سینه چو دل جلوه گاه کرد
  5. شمارهٔ ۲۸در سینه ای که عشق درآمد هوس نماند
  6. شمارهٔ ۲۹به افسون بخت من چین از جبین یار نگشاید
  7. شمارهٔ ۳۰دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
  8. شمارهٔ ۳۱دردا که یار بر سر لطف نهان نماند
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.