پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قصاید

شمارهٔ ۵

گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار

شکوفه بر فلک افکند از طرب دستار

گذشت آن که چنان گرم بود مجمر باغ

که سوختی شررش چون سپند جان هزار

رسید اینک فصلی که وقت آمدنش

ز بیم خشک کند پوست بر تن اشجار

رسید فصلی کز بیم حمله ی سرما

نخیزد از سر آتش به ضرب چون شرار

چنار دستی کز تاب وی برد به بغل

برون نیارد دیگر مگر به فصل بهار

بگو که آتش بهر چه سر به بالا کرد

اگر نخواهد زنهار از ایزد جبّار

کنون به مهر پناهنده خلق و مهر پناه

برد به سایه ی خورشید آسمان مقدار

سها ببیند در روز کور مادرزاد

بدان ضمیر منیر ار نماید استظهار

سفینه که درو مجمع معانی اوست

سفینه نیست که بحریست برد رز خار

بسی نماند که از آبداری شعرش

حباب وار شود نقطه اندر او سیار

زیمن عدلش عالم مرفه است چنان

که لاله زین پس بی داغ روید از گلزار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷غمم نمی رود از دل به گریه بسیار
  2. شمارهٔ ۸زهی ز خوی تو بر باد داده جان آتش
  3. شمارهٔ ۹ای زخط بگرفته خورشید رخت در بر هلال
  4. شمارهٔ ۱۰گرفتم آینه تا بنگرم حقیقت حال
  5. شمارهٔ ۱۱ز روزگار ندیدم دمی فراغت بال
  6. شمارهٔ ۱۲زهی ز غیرت ابروت دلشکسته هلال
  7. شمارهٔ ۱۳زبس که ریختم از دیده خون دل بیرون
  8. شمارهٔ ۱۴اشک نبود این که می بارم ز روز تار من
همه‌ی قصاید ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.