ضربالمثل فارسی
«آش نخورده و دهن سوخته»
معنی
گرفتار پیامد یا سرزنش کاری شدن که خود آدم انجامش نداده یا از آن بهرهای نبرده است.
مثال کاربرد
من اصلاً در آن معامله نبودم و حالا به من گیر دادهاند؛ آش نخورده و دهن سوخته!
پرسشهای رایج
معنی ضربالمثل «آش نخورده و دهن سوخته» چیست؟
گرفتار پیامد یا سرزنش کاری شدن که خود آدم انجامش نداده یا از آن بهرهای نبرده است.
ضربالمثلهای دیگر
رطب خورده، منع رطب چون کند؟زبان سرخ، سر سبز میدهد بر بادزیر بار حرف زور نرفتنزیره به کرمان بردنسری را که خدا بلند کند، کسی نمیتواند پایین بیاوردسری که درد نمیکند، دستمال نمیبندندسنگ مفت، گنجشک مفتسگ زرد برادر شغال استسیلی نقد به از حلوای نسیهشاهنامه آخرش خوش استشتر در خواب بیند پنبهدانه، گهی لُپ لُپ خورد گه دانه دانهشتر دیدی، ندیدی همهی ضربالمثلها