پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

غزلیات

شمارهٔ ۴

ای به عیدی دلم به روی تو شاد

عید را روی تو مبارک باد

هر کجا یاد چهره تو کنند

هیچکس را ز عید ناید یاد

ای بسا دل که از هوای لبت

در میان گل و گلاب افتاد

هر زمان شادی نوست مرا

زان رخ همچو صورت نوشاد

نی، غلط می کنم چه می گویم!

با چنین غم چگونه باشم شاد!؟

قبله نیکوان بغدادی

وز تو چشمم چو دجله بغداد

بر فلک تاختی به تندی اسب

تا رخت ماه را رخی بنهاد

می نترسی از آنک در تو رسد

آنچ کردی به جانم از بیداد

تا من از دست محنت تو کنم

پیش مخدوم خویشتن فریاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶باز بر جانم فراقت پادشاهی می‌کند
  2. شمارهٔ ۷ای همایون نظر، از من نظری باز مگیر
  3. شمارهٔ ۸من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَم
  4. شمارهٔ ۹گر سرِ کیسه‌ی وفا بندی
  5. شمارهٔ ۱۰بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی
همه‌ی غزلیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.