پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

غزلیات

شمارهٔ ۸

من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَم

حاش لله! بار عشق دیگران چون کشم؟

گر چو گردونم بگردانی به گرد این جهان

در سرآبم گر چو گردون ناله بر گردون کشم

ور درون جان من چیزی بود جز عشق تو

دست گیرم جان خود را زان میان بیرون کشم

چون ظهیری از غم عشقت ندارم دست را

چون شفق پا تا گریبان، دامن اندر خون کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی
همه‌ی غزلیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.