پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

غزلیات

شمارهٔ ۶

باز بر جانم فراقت پادشاهی می‌کند

وآنچ در عالم‌کشی کرد از تباهی می‌کند

شهر صبرم تا سپاه هجر تو غارت زدند

با من آن کردی که با شهری سپاهی می‌کند

بی‌گناهم کشت عشقت وای اگر بودی گناه!

حال چون بودی چو این در بی‌گناهی می‌کند؟

چشم تو دعوی خونم کرد و ابرو شد گواه

کژ چرا شد گرنه میلی در گواهی می‌کند

در غمم گفتی: صبوری کن! بلی، شاید کنم

هیچ جایی صبر اگر بی‌آب ماهی می‌کند

بر ظهیر این غصه کمتر نه که طبع او ز نظم

بر سپهر مهر مدح شاه ماهی می‌کند

شهریار شیر کینه نصرت دین بیشکین

آنک شمشیرش ز شیران کینه‌خواهی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸من که هرشب با خیالت دیده در خون کِشَم
  2. شمارهٔ ۹گر سرِ کیسه‌ی وفا بندی
  3. شمارهٔ ۱۰بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی
همه‌ی غزلیات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.