پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۸ - مسمط بهاریه

تا کیومرث بهار آمد و بنشست به تخت

سر زد اشکوفه سیامک‌سان از شاخ درخت

غنچه پوشیده چو هوشنگ زمردگون‌رخت

بست طهمورث بر دیو محن سلسله سخت

جام جمشید پر از باده کن اکنون که ز بخت

کرد هان دولت ضحاک خزان رو به زوال

چون فریدون علم افراشت ز نو فروردین

اردیش ایرج‌سان گشت ولیعهد زمین

سَلْمِ وی رشک بر او برد و کمر بست به کین

خون او ریز الا ماه منوچهرجبین

جِیشِ پورِ پَشَن حُزن نهان شد به کمین

تا که با نوذر عشرت کند آهنگ قتال

«زو» صفت سبزه نوخیز به باغ آمد شاد

کشور خویش به گرشاسب شمشاد نهاد

سرورست از لب جو یک‌تنه مانند قباد

پس به کاووس چمن حکم ولیعهدی داد

بطی از خون سیاوش بده ای ترک‌نژاد

که بزد خسرو کل تکیه بر اورنگ جلال

طوس را کرد پی کینه کش میر سپه

لشکر سبزه زدند از پی رهام رده

زد فریبرز چنار از لب هر جو خرگه

گیو باد آمد و یکباره بیفتاد به ره

دست پیران خزان ناشد از ایشان کوته

تا که ناصر نشد اسپند چنان رستم زال

نسترن با فر لهراسبی آمد در باغ

نرگس از ژاله چو گشتاسب تر کرد دماغ

آتش افروخت کل از چهره زردشت به راغ

داد رویین‌تن کاجش پی ترویج فراغ

زیر (زرجاسب) رز خون دمادم به ایاغ

ای بشو تن خد بهمن قد جاماسب کمال

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰ - چکامه وطنیمرا بارد از دیدگان اشک خونی
  2. شمارهٔ ۱۱ای وطن‌پرورِ ایرانیِ با مَسلَک و هوش
  3. شمارهٔ ۱۲ - لرد کرزن عصبانی شده استتا بود جان گرانمایه به تن
  4. شمارهٔ ۱۳ - اوضاع داخلهدر پانزده ربیع الثانی سنه هزاروسیصدوچهل هجری قمری که گویا وزارت کشور اخبار داخله را به اداره روزنامه طوفان نفرستاده بود این رباعی را:
  5. شمارهٔ ۱۴ - چکامه وطنیتا نشود جهل ما به علم مبدل
  6. شمارهٔ ۱۵ - قسمتی از قصیده در انتقاد قرارداد وثوق الدولهداد که دستورِ دیوخوی ز بیداد
  7. شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجانبود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان
  8. شمارهٔ ۱۷ - قوام السلطنهمحو شد ایران ز اقدام قوام السلطنه
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.