پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۷ - ایران - اسلام

ای وطن‌پرورِ ایرانیِ اسلام‌پرست

همّتی ز آنکه وطن رفت چو اسلام ز دست

بیرقِ ایران از خَصمِ جفاجو شده پست

دلِ پیغمبر را ظلمِ ستمکاران خست

خُلَفا را همه دل غرقه به خون است ز کفر

حالِ حیدر نتوان گفت که چون است ز کفر

گاهِ آن است که زین ولوله و جوش و خروش

که به پا گشته ز هر خائنِ اسلام‌فروش

غیرتِ تودهٔ اسلام درآید در جوش

همگی متّحد و متّفق و دوش به دوش

حفظِ قرآن را بر دفعِ اَجانِب تازند

یا موفق شده یا جانِ گرامی بازند

مسجد ار باید امروز کلیسا نشود

یا وطن فردا منزلگهِ ترسا نشود

سبحه زنّار و حرم دیر به جبرا نشود

شورِ اسلامی بایست، ولی تا نشود

بُوَد ایرانِ ستم‌دیده چو اسلام غریب

وین دو معدوم ز جور و ستمِ اهلِ صلیب

حَبَّذا روزی کاسلام طرفداری داشت

چون رسولِ مدنی(ص) سیّد و سالاری داشت

صِدق صدّیقی و فاروقِ فداکاری داشت

عمروزن مرحب کش حیدرِ کرّاری داشت

روی حق جلوه‌گر از حمزهٔ نام‌آور بود

پشتِ اسلام قوی از مددِ جعفر بود

ای خوش آن روز که ایران بُد چون خُلدِ برین

بود مُستَملَکَش از خطهٔ چین تا خطِ چین

از کیومرثش بُد روزِ سیامک تأمین

تا چه طهمورث و هوشنگ و جمش یار و معین

نی چو اکنون به تزلزل زد و ضحّاکِ عَدو

کاوه آهنگر و آن فرّ فریدونی کو

داشت امروز گر اسلام نگهبانی چند

یا مسلمانی چون بوذر و سلمانی چند

یا که مانند زبیر اشجع شجعانی چند

کی شدی پامال از دست غرض‌رانی چند

غازیانِ اَحَد و بَدر مگر در خوابند

که به دنیا ز پیِ نصرتِ ما نشتابند

نیست چون سَلم اگر خائن و دشمن چون تور

ایرجِ ایران، زیشان ز چه آمد مقهور

الله الله چه شد آن غیرتِ کشوادِ غیور

قارنا ساما دیگر ز چه خفتند به گور

گاهِ آن است که بر مامِ وطن مهر کنید

درگهِ کینه‌کشی، کارِ منوچهر کنید

هرگز اسلام نَبُد خوار چنین پیشِ ملل

سیفِ سیف‌الله اگر داشت کنون حُسنِ عمل

شد کجا سعد معاذ ابن معاذ ابن جبل

کو (ضرار) آن یلِ نام‌آورِ بی‌شِبه و بدل

تا مَصون دارد از حملهٔ کفر ایمان را

ز اهل انجیل به جان حفظ کند قرآن را

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۹ - قطعهنصرة الدوله در فنای وطن
  2. شمارهٔ ۱۰ - چکامه وطنیمرا بارد از دیدگان اشک خونی
  3. شمارهٔ ۱۱ای وطن‌پرورِ ایرانیِ با مَسلَک و هوش
  4. شمارهٔ ۱۲ - لرد کرزن عصبانی شده استتا بود جان گرانمایه به تن
  5. شمارهٔ ۱۳ - اوضاع داخلهدر پانزده ربیع الثانی سنه هزاروسیصدوچهل هجری قمری که گویا وزارت کشور اخبار داخله را به اداره روزنامه طوفان نفرستاده بود این رباعی را:
  6. شمارهٔ ۱۴ - چکامه وطنیتا نشود جهل ما به علم مبدل
  7. شمارهٔ ۱۵ - قسمتی از قصیده در انتقاد قرارداد وثوق الدولهداد که دستورِ دیوخوی ز بیداد
  8. شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجانبود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.