پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۱۰ - چکامه وطنی

مرا بارد از دیدگان اشک خونی

بر احوال ایران و حال کنونی

غریقم سراپای در آب و آتش

ز آه درونی ز اشک برونی

زبان آوران وطن را چه آمد

که لب بسته خو کرده با این زبونی

چه شد ملتی را که یزدان ز قدرت

همی داد بر اهل عالم فزونی

چنین گشته خونسرد و افسرده آنسان

که گویی کند دیوشان رهنمونی

نه گوشی است ما را که سازیم اصغا

زنای وطن صوت آن یرحمونی

نه چشمی که بینیم خوار اوفتاده

درفش کیان از کیان در نگونی

وزیری که باید مقام وطن را

رساند به اعلی رهاند ز دونی

کند مستبدانه کار و نداند

بود مملکت کنستی توسیونی

وکیلی که باید پی حفظ ملت

کند بی‌قراری کند بی‌سکونی

دم نزع ایران کند با تفنن

به تقلیل تکثیر رأی آزمونی

سرافراز سرکرده‌ای را که باید

به هیجا قشون را نماید ستونی

سرآورده یکسر به طغیان و دارد

چو حیوان سرکش هوای حرونی

خلیل وطن را ز نمرودیان بین

به جان آتش از دردهای درونی

مگر آب شمشیر ابناء ایران

کند کار فرمان یا نار کونی

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲ - لرد کرزن عصبانی شده استتا بود جان گرانمایه به تن
  2. شمارهٔ ۱۳ - اوضاع داخلهدر پانزده ربیع الثانی سنه هزاروسیصدوچهل هجری قمری که گویا وزارت کشور اخبار داخله را به اداره روزنامه طوفان نفرستاده بود این رباعی را:
  3. شمارهٔ ۱۴ - چکامه وطنیتا نشود جهل ما به علم مبدل
  4. شمارهٔ ۱۵ - قسمتی از قصیده در انتقاد قرارداد وثوق الدولهداد که دستورِ دیوخوی ز بیداد
  5. شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجانبود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان
  6. شمارهٔ ۱۷ - قوام السلطنهمحو شد ایران ز اقدام قوام السلطنه
  7. شمارهٔ ۱۸سخت بسته با ما چرخ، عهد سست پیمانی
  8. شمارهٔ ۱۹عید جم گشت ایا ماه منوچهر عذار
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.