پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجان

بود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان

بر فلک می‌رفت کی فریادِ آذربایجان

خاک خودخواه خطرخیز ری بی‌آبروی

داد بر باد فنا بنیاد آذربایجان

یکسر از بی‌اعتنایی‌های تهران شد خراب

خطه مینووش آباد آذربایجان

از فشار خارج و داخل زمانی شاد نیست

خاطرِ غم‌دیدهٔ ناشادِ آذربایجان

مکری و سلدوز و سلماس و خوی و ساوجبلاغ

سر به سر پامال شد ز اکراد آذربایجان

از ارومی بانگ هَل مَن ناصِر و یَنصُر بلند

کو معینی تا کند امداد آذربایجان

خصم خیره بخت تیره والی از اهمال سست

سخت اندر زحمتند افراد آذربایجان

نیست رسم داد کز بیداد شخصی خودپرست

کر شود گوش فلک از داد آذربایجان

کی روا باشد به بند بندگی گردد اسیر

ملت با غیرت آزاد آذربایجان

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۱۸سخت بسته با ما چرخ، عهد سست پیمانی
  2. شمارهٔ ۱۹عید جم گشت ایا ماه منوچهر عذار
  3. شمارهٔ ۲۰«فرخی » کاین ادبیات سروده است خشن
  4. شمارهٔ ۲۱پرد ز افق بر چرخ فواره خون هر روز
  5. شمارهٔ ۲۲ - ماده تاریخ، انحلال عدلیه نقل از جنگ خطی کوهی کرمانیتا به کی داری به ایران و به ایرانی امید
  6. شمارهٔ ۲۳ - رباعی مستزاددانی که بود سپیدرو نیک‌عمل
  7. شمارهٔ ۲۴ - رباعی مستزادبا آنکه بود موجد نعمت دهقان
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.