پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۲۲ - ماده تاریخ، انحلال عدلیه نقل از جنگ خطی کوهی کرمانی

تا به کی داری به ایران و به ایرانی امید

تا به کی گویی که صبحِ دولتِ ایران دمید

تا به کی گویی که آب رفته باز آید به جوی

تا به کی باید از این الفاظِ بی‌معنی شنید

تا به کی باید که ملّت را نمود اِغفال و رنگ

تا به چند این ملّتِ بی‌مغز را دادن نوید

مملکت یکباره استقلالِ خود از دست داد

شاهبازِ سروری از بامِ ایرانی پرید

یک نظر بنما به عدلیه ببین داور چه کرد

با تمام آن هیاهو با همه وعد وعید

گر نقاب از چهرهٔ این عدل بردارند خلق

رشته را بی‌پرده دستِ اجنبی خواهند دید

این هیاهو از برایِ خدمتِ ایران نبود

کرد از ما این سیاست عاقبت قطعِ امید

سالِ تاریخش شنیدم از سروشِ غیب گفت

داوری بی‌دادگر عدلیه را بر گُه کشید

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴ - رباعی مستزادبا آنکه بود موجد نعمت دهقان
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.