پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

دیگر سروده‌ها

شمارهٔ ۱۱

ای وطن‌پرورِ ایرانیِ با مَسلَک و هوش

هان مکن جوش و خروش

پندهای منِ با تجربه بنمای به گوش

گر تویی پند نیوش

اجنبی گر به مَثَل می‌دهدت ساغر نوش

نوش نیش است منوش

وز پیِ خستنِ او در همه اوقات بکوش

تا توان داری و توش

که عدو دوست نگردد به خدا گر نبی است

اجنبی اجنبی است

من سرگشته چو پرگار جهان گردیدم

رنج‌ها بکشیدم

پابرهنه رهِ دشت و دره را ببریدم

دست غم بگزیدم

حالتِ ملّتِ عثمانی و ژرمن دیدم

خوب و بد بشنیدم

باز برگشته و از اجنبیان نومیدم

حالیا فهمیدم

که اگر شیخ خورد گول اجانب صبی است

اجنبی اجنبی است

تو مپندار کند کار کسی بهر کسی

قدرِ بالِ مگسی

تو عَبَث منتظرِ ناله و بانگِ جَرَسی

کاروان رفت بسی

فارِسِ فارس تویی از چه نتازی فَرَسی

پیش آور نه پسی

همه دزدند در این مُلک ندیدم عسسی

یا یکی دادرسی

هر چه گویم تو مگو گفتهٔ زیرِ لبی است

اجنبی اجنبی است

ادامه‌ی دیگر سروده‌ها

  1. شمارهٔ ۱۳ - اوضاع داخلهدر پانزده ربیع الثانی سنه هزاروسیصدوچهل هجری قمری که گویا وزارت کشور اخبار داخله را به اداره روزنامه طوفان نفرستاده بود این رباعی را:
  2. شمارهٔ ۱۴ - چکامه وطنیتا نشود جهل ما به علم مبدل
  3. شمارهٔ ۱۵ - قسمتی از قصیده در انتقاد قرارداد وثوق الدولهداد که دستورِ دیوخوی ز بیداد
  4. شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجانبود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان
  5. شمارهٔ ۱۷ - قوام السلطنهمحو شد ایران ز اقدام قوام السلطنه
  6. شمارهٔ ۱۸سخت بسته با ما چرخ، عهد سست پیمانی
  7. شمارهٔ ۱۹عید جم گشت ایا ماه منوچهر عذار
  8. شمارهٔ ۲۰«فرخی » کاین ادبیات سروده است خشن
همه‌ی دیگر سروده‌ها ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.