پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۹

به تعب می کشدم چرخ چه شد غمزه یار

که به یک چشم زدن بگذردم کار از کار

بیش و کم عشق کشنده است چه دجله چه محیط

آب یک نی چو همی بگذرد از سر چه هزار

نو به نو تختگه خسرو دوری است دلم

طرح یارب به چه طالع شده این کهنه حصار

تا شد آن زلف معقرب زکفم نیش زند

بر تنم هر سر مو چون دم عقرب سر مار

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱به هشیاری خوشم شب‌های می اما چه هشیاری
  2. شمارهٔ ۳۲ای پیکر تو کاخی و کاخی همه نگار
  3. شمارهٔ ۳۳گرچه محرومم زدرگاه تو مهجور از حضور
  4. شمارهٔ ۳۴دانه خالت مرا شد دام هوش
  5. شمارهٔ ۳۵شده وقت سفر از منزل جانان نزدیک
  6. شمارهٔ ۳۶گر بپیچم چشم و سر از وجه جام از وصل تاک
  7. شمارهٔ ۳۷به خون من به وصل تو هوای جان مراد دل
  8. شمارهٔ ۳۸از دست جورت ای شده دل خون، فگار چشم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.