پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

اشعار متفرقه

۴۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ هم‌نشین دیدی که با من هجر یار من چه کرد
  2. شمارهٔ ۱۸۲ هر که‌ را شوق قدم‌بوس تو در سر باشد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ درین عهد کس از که دارد امید
  4. شمارهٔ ۱۸۴ پیری رسید بر سر وین ناتوان دو مو شد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ نی همین در شرح شوقت خام‌ها فرسوده شد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ دست و پای من برای آن جفاجو سوده شد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ با خدنگی کرد یادم خاطر او شاد باد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ از گلستان رفتی و گل رنگ و بو بر باد داد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ به من جانان سر پرخاش دارد
  10. شمارهٔ ۱۹۰ من ندانم ز کدام آب و گلت ساخته‌اند
  11. شمارهٔ ۱۹۱ ز رفتن تو نه دلی نی دماغ می‌ماند
  12. شمارهٔ ۱۹۲ اضطراب شب به یاد یار سیم‌اندام بود
  13. شمارهٔ ۱۹۳ یاد تو چه گویم به دل تنگ چه‌ها کرد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ دلم در گریه در عشق بتان یاری طمع دارد
  15. شمارهٔ ۱۹۵ صد دل شده دوش از پیش بود
  16. شمارهٔ ۱۹۶ چشمت به روی خلق در فتنه باز کرد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ جلوه فرما بر سر خاکم خزان گل می‌شود
  18. شمارهٔ ۱۹۸ اندرین باغ که هر مرغ نوای دارد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ چون تو گر سنگدلی دل‌شکنی ساخته‌اند
  20. شمارهٔ ۲۰۰ داغم که همدمان همه گرم سفر شدند
  21. شمارهٔ ۲۰۱ یار آمیخت به اغیار خدا خیر کند
  22. شمارهٔ ۲۰۲ چو تنها می‌شوم تاب شکیبایی نمی‌ماند
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دماغش از نراکت نکهت گل برنمی‌تابد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ وصف رخسار تو گفتم سخنم رنگین شد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ شب از یاد تو شوری در در و دیوار پیدا شد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ آن روز که در زلف تو نه پیچ و نه خم بود
  27. شمارهٔ ۲۰۷ گر نه پیکان یار فرماید
  28. شمارهٔ ۲۰۸ رفتی و رفت از پی‌ات دل و جان
  29. شمارهٔ ۲۰۹ خندان نیامد از درم آن شوخ و شب رسید
  30. شمارهٔ ۲۱۰ دلم تا کی ز کوی او ز جان بیزار برگردد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ دماغش از نزاکت نکهت گل برنمی‌تابد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ یار خوش‌کام من ناکام داد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ همین نه عاشق بیتاب کشته می‌گردد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ نیست در مکتب وحدت سبقان حرف دویی
  35. شمارهٔ ۲۱۵ سخت خون‌ریز ابروی داری
  36. شمارهٔ ۲۱۶ مست عشق تو هر کجا نالد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ چین پیشانی شیرازه نیارم دیدن
  38. شمارهٔ ۲۱۸ جان به جای نامه دادم قاصد او را ولی
  39. شمارهٔ ۲۱۹ شده نزدیک گرفتاریت ای مرغ چمن
  40. شمارهٔ ۲۲۰ کندن جان من چو دید از عشق
  41. شمارهٔ ۲۲۱ شکوهٔ حسن تو جایی رسیدست که مهر
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ای صبر دلم سوختن آغاز نمود است
  43. شمارهٔ ۲۲۳ با من از بس که دل اهل وطن صاف نبود
  44. شمارهٔ ۲۲۴ به باغ غارت ترکانه کردی و رفتی
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  46. شمارهٔ ۲۲۶ شود چون ز می آتشین چهرهٔ او
  47. شمارهٔ ۲۲۷ دگر مرا به کجا می‌برد نمی‌دانم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ لذتی دارم ز آزارش که گویم صبح و شام
  49. شمارهٔ ۲۲۹ چنان گم‌گشته‌ام از خویش در فکر دهان او
  50. شمارهٔ ۲۳۰ باید که چو داغ برصش عیب شمارد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ ز ربط سوخته‌جانی به عرصهٔ محشر
  52. شمارهٔ ۲۳۲ به‌جز سراغ میان تو کز میان رفت است
  53. شمارهٔ ۲۳۳ من کیستم که سجده نیازم به پیش تو
  54. شمارهٔ ۲۳۴ تمام نور نظر را به راه یوسف باخت
  55. شمارهٔ ۲۳۵ بیداد خط و خال بتان را ز من مپرس
  56. شمارهٔ ۲۳۶ درین زمان ز غلو سگان عجب نبود
  57. شمارهٔ ۲۳۷ چاره از خوردن ندارد آدمی
  58. شمارهٔ ۲۳۸ به محفلی که شود کوک ساز نالهٔ من
  59. شمارهٔ ۲۳۹ آن عندلیب تشنهٔ ذوق اسیریم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ زود دل برنگردد از کویش

متن اشعار به نقل از گنجور.