پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

اشعار متفرقه

۴۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ غفلت از کار جهان خوب است هوشیاری مخواه
  2. شمارهٔ ۴۲۲ یابیم سراغی مگر از یار رمیده
  3. شمارهٔ ۴۲۳ در باغ جلوه‌گر شو کوتاه کن بهانه
  4. شمارهٔ ۴۲۴ درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده
  5. شمارهٔ ۴۲۵ گذشته عمر به پایان نمی‌رسد این راه
  6. شمارهٔ ۴۲۶ در آرزوی زلفت ماییم و آه و ناله
  7. شمارهٔ ۴۲۷ عمریست که از گرمی هنگامهٔ دردی
  8. شمارهٔ ۴۲۸ ای آیینه چو محرم جانان من شوی
  9. شمارهٔ ۴۲۹ ای دل از من دو سه روز جدا می‌باشی
  10. شمارهٔ ۴۳۰ به تیر جفا سینه‌ام ریش داری
  11. شمارهٔ ۴۳۱ فتادیم مستانه امشب به کوی
  12. شمارهٔ ۴۳۲ به فردا مرا وعدهٔ قتل دادی
  13. شمارهٔ ۴۳۳ مرا با تو افتاده کار ضروری
  14. شمارهٔ ۴۳۴ چو در مکتب غیرم یاد کردی
  15. شمارهٔ ۴۳۵ یارب به آب دیدهٔ ما نیز رحم کن
  16. شمارهٔ ۴۳۶ یک نگه آیینه دیدی مبتلای خود شدی
  17. شمارهٔ ۴۳۷ نگه لطف به حال دگران می‌داری
  18. شمارهٔ ۴۳۸ فتد به دست من ای کاش خنجرش روزی
  19. شمارهٔ ۴۳۹ خواهم سپرد جان را زین درد بعد چندی
  20. شمارهٔ ۴۴۰ دل از کف داده‌ام ناصح تو از جانم چه می‌خواهی
  21. شمارهٔ ۴۴۱ سخن با من نمی‌گویی در آزارم چرا داری
  22. شمارهٔ ۴۴۲ مرا حال از غم عشقت دگرگون شد نپرسیدی
  23. شمارهٔ ۴۴۳ شب فتاده‌ای می‌گفت سر به پای دیواری
  24. شمارهٔ ۴۴۴ شتابان از برم مانند عمر ای بی‌وفا رفتی
  25. شمارهٔ ۴۴۵ ای دل به عشق کار نداری چه‌کاره‌ای
  26. شمارهٔ ۴۴۶ به خون بی‌دلان آهنگ کردی
  27. شمارهٔ ۴۴۷ نداری پای کم از شمع بزمت در نظربازی
  28. شمارهٔ ۴۴۸ قامت سرو و رخ گل داری
  29. شمارهٔ ۴۴۹ چو زخم از خنده خون گریم ز حال من چه می‌پرسی
  30. شمارهٔ ۴۵۰ منظور او نگردید یاری و دوستداری
  31. شمارهٔ ۴۵۱ غم نیست کشتیم شد در فقر اگر تباهی
  32. شمارهٔ ۴۵۲ دارم از زلف و خطش حال تباهی عجبی
  33. شمارهٔ ۴۵۳ در کوی جانان یک دل نیابی
  34. شمارهٔ ۴۵۴ دلی دارم که از بس نامرادی
  35. شمارهٔ ۴۵۵ من مستم و رند و لاابالی
  36. شمارهٔ ۴۵۶ فتادی بر کنار از خلق نی دیدی نه وادیدی
  37. شمارهٔ ۴۵۷ جامهٔ شیر و شکر پوشیدی
  38. شمارهٔ ۴۵۸ ای آیینه به ساده‌رخان چهره می‌شوی
  39. شمارهٔ ۴۵۹ نمی‌ترسد از معصیت تیره طینت
  40. شمارهٔ ۴۶۰ هزارگونه بلا وین دل فگار یکی
  41. شمارهٔ ۴۶۱ از ریش خود دلا بر آن لب سخن مگو
  42. شمارهٔ ۴۶۲ ز درد دوریت هرچند من در آتشم اما
  43. شمارهٔ ۴۶۳ فلک را نیست هرگز بر دل افگار ما رحمی

متن اشعار به نقل از گنجور.