پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۴۳۵یارب به آب دیدهٔ ما نیز رحم کن
  2. شمارهٔ ۴۳۶یک نگه آیینه دیدی مبتلای خود شدی
  3. شمارهٔ ۴۳۷نگه لطف به حال دگران می‌داری
  4. شمارهٔ ۴۳۸فتد به دست من ای کاش خنجرش روزی
  5. شمارهٔ ۴۳۹خواهم سپرد جان را زین درد بعد چندی
  6. شمارهٔ ۴۴۰دل از کف داده‌ام ناصح تو از جانم چه می‌خواهی
  7. شمارهٔ ۴۴۱سخن با من نمی‌گویی در آزارم چرا داری
  8. شمارهٔ ۴۴۲مرا حال از غم عشقت دگرگون شد نپرسیدی
همه‌ی اشعار متفرقه ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.