پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

اشعار متفرقه

۴۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ دل بارها گداخت ولیکن نشد درست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ بتی بی‌رحم و خونین دست قصابی که من دارم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ کسی مثل تو بر روی زمین نیست
  4. شمارهٔ ۲۴۴ در سراغ یوسف گم‌گشته دل
  5. شمارهٔ ۲۴۵ لعل خوش‌حرف تو از بس که گهر می‌ریزد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ مرد یاران رقیب کافر مرد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ خوش‌ چشم صورتی پسران ادا فروش
  8. شمارهٔ ۲۴۸ ما خوار شدیم از عزیزان
  9. شمارهٔ ۲۴۹ چشم شوخش به عین بیماری
  10. شمارهٔ ۲۵۰ کمان عشق کشیدن اگرچه آسان نیست
  11. شمارهٔ ۲۵۱ دل به زلف یار می‌جستم به خود پیچید و گفت
  12. شمارهٔ ۲۵۲ به من از بس که دارد خار صحرای جنون الفت
  13. شمارهٔ ۲۵۳ قیمت خویشتن شناخته‌ام
  14. شمارهٔ ۲۵۴ خوش آن روزی که آن روی جهان‌افروز می‌آید
  15. شمارهٔ ۲۵۵ کوهکن را به یاد عارض یار
  16. شمارهٔ ۲۵۶ ای دل از دامن آه سحری دست مدار
  17. شمارهٔ ۲۵۷ هوای ملک محبت همیشه یکسان است
  18. شمارهٔ ۲۵۸ خانهٔ صیاد می‌بایست نزدیک چمن
  19. شمارهٔ ۲۵۹ غرور حسن کی حکم خمیدن می‌دهد او را
  20. شمارهٔ ۲۶۰ قانون نشاط می‌نوازد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ چه بگویم به ما جفا کم کن
  22. شمارهٔ ۲۶۲ کوته نگشت قصهٔ سوز و گداز من
  23. شمارهٔ ۲۶۳ دلم شکسته رسید از سفر پس از دیری
  24. شمارهٔ ۲۶۴ یک ره به یار سرکش من ای صبا بگو
  25. شمارهٔ ۲۶۵ گر همه سنگ است آرد سجده پیش جلوه‌ات
  26. شمارهٔ ۲۶۶ نتوانم ز یاد او رفتن
  27. شمارهٔ ۲۶۷ معتبر نیست خط خوبی مهر
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ازان عاشق چه پرسی لذت عشق
  29. شمارهٔ ۲۶۹ سخت خونریز ابروی داری
  30. شمارهٔ ۲۷۰ سیر گردیده‌ام ز دیدن او
  31. شمارهٔ ۲۷۱ فلک چون دردها می‌کرد تقسیم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ دل جانان ز عالم دگر است
  33. شمارهٔ ۲۷۳ گریهٔ من خلعت بیتابی دارد به بر
  34. شمارهٔ ۲۷۴ در چمن رفتی شکست از جلوه‌ات شأن بهار
  35. شمارهٔ ۲۷۵ نظر به خاک در یار سرمه بی‌سنگ است
  36. شمارهٔ ۲۷۶ اسیر کافری گشتم ز تقدیر
  37. شمارهٔ ۲۷۷ دلبران دارند گر ذوق نگاه از یکدگر
  38. شمارهٔ ۲۷۸ نی به سرو این گلستان نی به گل الفت بگیر
  39. شمارهٔ ۲۷۹ یار می‌آید شنیدم پیش رفتن شد ضرور
  40. شمارهٔ ۲۸۰ صبا ز چشم من این خاک پا دریغ مدار
  41. شمارهٔ ۲۸۱ قطره‌های گریهٔ مستانه چون بندد قطار
  42. شمارهٔ ۲۸۲ تا دید چشم مستت از پا فتاد نرگس
  43. شمارهٔ ۲۸۳ فشارد گرچه در میدان خوش چشمی قدم نرگس
  44. شمارهٔ ۲۸۴ از مردن ما نوحه و افغان نکند کس
  45. شمارهٔ ۲۸۵ سرگذشت دل مگو مشنو مپرس
  46. شمارهٔ ۲۸۶ دل خون می‌خوریم در دنیا
  47. شمارهٔ ۲۸۷ خط پشت لب شیرین شما
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ز بس در فن گیرایی بود استاد مژگانش
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ز خون من سرانگشتان خضاب‌آلوده بینندش
  50. شمارهٔ ۲۹۰ هزار بار گذشتست از دلم تیرش
  51. شمارهٔ ۲۹۱ مانند شیشه هر که بود سرکشی فنش
  52. شمارهٔ ۲۹۲ ز مشت استخوان من هما رزق تو حرمان شد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ز ابنای جنس کی شود اصلاح کار کس
  54. شمارهٔ ۲۹۴ خدا داند ز شست کیست این تیری که من خوردم
  55. شمارهٔ ۲۹۵ قطع نظر نمودم از لطف گاه‌گاهش
  56. شمارهٔ ۲۹۶ از بوی درد مغز تو را کی خبر شود
  57. شمارهٔ ۲۹۷ به کام دیگران یک عمر کردی ای فلک گردش
  58. شمارهٔ ۲۹۸ می‌خورم از غم هجران دل خویش
  59. شمارهٔ ۲۹۹ من که باشم تا نشیند نقش من در صحبتش
  60. شمارهٔ ۳۰۰ کار کردم مدتی بر گفتهٔ دلدار خویش

متن اشعار به نقل از گنجور.