پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

اشعار متفرقه

۴۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ میانهٔ من و زلف است بر سر دل بحث
  2. شمارهٔ ۳۰۲ شب که گرم سوختن شد داغ سودا همچو شمع
  3. شمارهٔ ۳۰۳ تیره‌روزان تو را سرمایهٔ حسن است داغ
  4. شمارهٔ ۳۰۴ نی همین سررشته گم کرده است آهم زیر اشک
  5. شمارهٔ ۳۰۵ درین چمن بشکفتن نموده‌ایم درنگ
  6. شمارهٔ ۳۰۶ به عشق ساده رویان زاری دل
  7. شمارهٔ ۳۰۷ نه در کنج قفس از دوری گلشن به فریادم
  8. شمارهٔ ۳۰۸ روزی که مبتلای تو ای جان گسل شدم
  9. شمارهٔ ۳۰۹ من به بزم تو نه بر رغم حسود آمده‌ام
  10. شمارهٔ ۳۱۰ بر سر کوی کسی دوش ز پا افتادم
  11. شمارهٔ ۳۱۱ ز دامن تو فتاد است تا جدا دستم
  12. شمارهٔ ۳۱۲ تا کی سر نیاز بر آن آستان نهم
  13. شمارهٔ ۳۱۳ از برای خویش هر دم قاتلی خوش می‌کنم
  14. شمارهٔ ۳۱۴ شکایت از مژهٔ شوخ آن پسر دارم
  15. شمارهٔ ۳۱۵ چو نیست قوت آن کز زمانه بگریزم
  16. شمارهٔ ۳۱۶ بوی آن گل پیرهن آورده باد صبحدم
  17. شمارهٔ ۳۱۷ نه من به کعبه نه در دیر خانه می‌خواهم
  18. شمارهٔ ۳۱۸ زین سعی عبث آه به جای نرسیدم
  19. شمارهٔ ۳۱۹ حال دل زار چون نویسم
  20. شمارهٔ ۳۲۰ ما ز آب دیده خاک کوی او گل کرده‌ایم
  21. شمارهٔ ۳۲۱ نه امروزیست ناصح کاین چنین دیوانهٔ عشقم
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ز جا چگونه من دردمند برخیزم
  23. شمارهٔ ۳۲۳ ز بالین دل امشب ناتوان و زار برگشتم
  24. شمارهٔ ۳۲۴ از دوری تو خون جگر تا به کی خورم
  25. شمارهٔ ۳۲۵ آن شوخ نمی‌پرسد بیمارم و می‌گریم
  26. شمارهٔ ۳۲۶ تا نشنوم دگر سخن خون‌چکان زخم
  27. شمارهٔ ۳۲۷ چه‌سان ز غصه نپیچم به خود که محبوبم
  28. شمارهٔ ۳۲۸ نه من تسبیح می‌خواهم نه زنار آرزو دارم
  29. شمارهٔ ۳۲۹ گر تیر زنی بر دل من دست تو بوسم
  30. شمارهٔ ۳۳۰ از بزم تو شب گریه فرو خوردم و رفتم
  31. شمارهٔ ۳۳۱ من به شهر خوش نگاهان بی‌نصیب افتاده‌ام
  32. شمارهٔ ۳۳۲ غم را به یاد او طرب‌آمیز کرده‌ام
  33. شمارهٔ ۳۳۳ به‌حمدالله شب وصل تو را می‌خواستم دیدم
  34. شمارهٔ ۳۳۴ پنجهٔ شوق شدم ره به گریبان بردم
  35. شمارهٔ ۳۳۵ یاد کن گاهی خراب درد؟؟؟ توام
  36. شمارهٔ ۳۳۶ ما مبتلای حسن و جمال تو گشته‌ایم
  37. شمارهٔ ۳۳۷ خواهم حدیث طرهٔ جانان خود کنم
  38. شمارهٔ ۳۳۸ من آن نیم که سیر گلستان هوس کنم
  39. شمارهٔ ۳۳۹ ستم رفته است زان دست حنایی بس که بر جانم
  40. شمارهٔ ۳۴۰ ز کویش بخت گمره می‌برد با چشم گریانم
  41. شمارهٔ ۳۴۱ کوه غم بر دوش با صد سخت‌جانی می‌برم
  42. شمارهٔ ۳۴۲ ز مستی دوش دامان ادب از کف رها کردم
  43. شمارهٔ ۳۴۳ هر کجا داغیست سوزد در هوای سینه‌ام
  44. شمارهٔ ۳۴۴ آمد چو درد عشق به صحرای سینه‌ام
  45. شمارهٔ ۳۴۵ مگو همدم مگو بیهوده جوشی می‌زند خونم
  46. شمارهٔ ۳۴۶ به ذوقی جگرپارها می‌خورم
  47. شمارهٔ ۳۴۷ در نامه آنچه هست ز صد یک نوشته‌ام
  48. شمارهٔ ۳۴۸ بر بیت ابرویش چو نظر باز می‌کنم
  49. شمارهٔ ۳۴۹ برونم کردی از محفل تو را از یاد هم رفتم
  50. شمارهٔ ۳۵۰ نارسایی داردم ناکام زان تنگ شکر
  51. شمارهٔ ۳۵۱ چو بینم آیینه از شرم چشم می‌پوشم
  52. شمارهٔ ۳۵۲ خوش‌نشینان چمن را ای صبا از من بگو
  53. شمارهٔ ۳۵۳ از برت رفتم از درت رفتم
  54. شمارهٔ ۳۵۴ بر دلبر و دلنوازی که دارم
  55. شمارهٔ ۳۵۵ دانی چه‌ها ز دست و بی‌باک می‌کنم
  56. شمارهٔ ۳۵۶ اگر بسوخته‌ای چون شرر دوچار شویم
  57. شمارهٔ ۳۵۷ ز بیم مرگ نه امید زیستن دارم
  58. شمارهٔ ۳۵۸ ز درد خویش پیش یار بیش‌وکم نمی‌گویم
  59. شمارهٔ ۳۵۹ دردی ز تو دارم که به درمان نفروشم
  60. شمارهٔ ۳۶۰ همچو جوش ز بس که زبان و دلم یکی است

متن اشعار به نقل از گنجور.