پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۲۲۳با من از بس که دل اهل وطن صاف نبود
  2. شمارهٔ ۲۲۴به باغ غارت ترکانه کردی و رفتی
  3. شمارهٔ ۲۲۵ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  4. شمارهٔ ۲۲۶شود چون ز می آتشین چهرهٔ او
  5. شمارهٔ ۲۲۷دگر مرا به کجا می‌برد نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۲۲۸لذتی دارم ز آزارش که گویم صبح و شام
  7. شمارهٔ ۲۲۹چنان گم‌گشته‌ام از خویش در فکر دهان او
  8. شمارهٔ ۲۳۰باید که چو داغ برصش عیب شمارد
همه‌ی اشعار متفرقه ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.