پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۹۱

نتوان سخنی از دهان گفت

از غیب سخن اگر توان گفت

دل داشت شکایت از شب هجر

اشک آمد و ماجرا روان گفت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۳به‌جا ز پیکر من گر یک استخوان باشد
  2. شمارهٔ ۹۴دل در سواد زلف تو داغی به هم رساند
  3. شمارهٔ ۹۵در گریه دوش یک مژه‌ام خواب برده بود
  4. شمارهٔ ۹۶او ز همراهان به محمل خفته غافل می‌رود
  5. شمارهٔ ۹۷هر کجا آن قد و قامت باشد
  6. شمارهٔ ۹۸کجا زمانه غم روزگار من دارد
  7. شمارهٔ ۹۹مرگ در هجر دوست از من باد
  8. شمارهٔ ۱۰۰به غیر ناله که آن نیز جسته جسته برآید
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.