پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۸۵

زمان حسن تو آخر شد و ادا باقی است

نمود گرد خط اما نما نما باقی است

گداخت جان هوس وصل او نرفت از سر

بسوخت حاصل و سودای کیمیا باقی است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۷آن‌چنان دل شتاب می‌ سوزد
  2. شمارهٔ ۸۸شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
  3. شمارهٔ ۸۹سرمایه‌ای ز سوز درونم نمانده است
  4. شمارهٔ ۹۰مفتون تو را عالم دلگیر بهشت است
  5. شمارهٔ ۹۱نتوان سخنی از دهان گفت
  6. شمارهٔ ۹۲فتنه برپا به دهر ازان بالاست
  7. شمارهٔ ۹۳به‌جا ز پیکر من گر یک استخوان باشد
  8. شمارهٔ ۹۴دل در سواد زلف تو داغی به هم رساند
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.