پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۱۷۹

من نه آنم که علاج دل رنجور کنم

مشک بر زخم جگر پاشم و ناسور کنم

هر شکاف قفسم زخم نمک‌سود شود

گر چنین دور ز سبزان چمن شور کنم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۱راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم
  2. شمارهٔ ۱۸۲از حرف شکوه طبع تو بر هم نمی‌زنم
  3. شمارهٔ ۱۸۳تن به مردم داده‌ام از یار دور افتاده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۸۴لطف آن سرو سهی می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۱۸۵رفتی و بسی ملال دارم
  6. شمارهٔ ۱۸۶کی بی‌تو جای یک مژه خواب است خانه‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۷تا آمدم به کوی تو از کار مانده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۸۸چنان شب بر یار نالیده بودم
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.