پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۰

دل‌ها کباب جلوهٔ مستانهٔ تو اند

جان‌ها خراب گردش پیمانهٔ تو اند

خورشید طلعتان پی دزدیده دیدنت

گرم تلاش روزن کاشانهٔ تو اند

خوبان که رو به کس ننمایند هر سحر

آیینه‌وار رو به در خانهٔ تو اند

جمعی که از جهان دل بیدار برده‌اند

در خواب مگر گوش به افسانهٔ تو اند

کردیم سیر سلسلهٔ حسن مو به مو

زنجیر گیسوان همه دیوانهٔ تو اند

آنان که جام صافی مشرب کشیده‌اند

در آرزوی دردی پیمانهٔ تو اند

دریادلان که از دو جهان دست‌شسته‌اند

غواص شوق گوهر یکدانهٔ تو اند

واقف خموش باش که یاران هم‌تلاش

کی آشنای معنی بیگانهٔ تو اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲در هوایت کی دلم از زندگانی شاد بود
  2. شمارهٔ ۴۴۳به من تاب و توان این دیدهٔ خونبار نگذارد
  3. شمارهٔ ۴۴۴به دل سیل غمی دیگر به چندین زور می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۴۵دل به صد درد و غم از دار فنا می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۴۴۶دلم جز به کویش نشیمن ندارد
  6. شمارهٔ ۴۴۷بدخویی نهان تو معلوم می‌شود
  7. شمارهٔ ۴۴۸از دوستان امید وفا داشتم نشد
  8. شمارهٔ ۴۴۹درد من منت دوا نکشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.