پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

بی لبت خماری بیش نیست

باده آب ناگواری بیش نیست

خانزاد دیدهٔ گریان ماست

ابر زین دریا بخاری بیش نیست

فتنه کز گیتی برآورد است گرد

زان صف مژگان سواری بیش نیست

این قدر بر خود چه می‌نازد عبیر

در حریم او غباری بیش نیست

قیس پیش عشق با تمکین من

هرزه‌گرد بی‌وقاری بیش نیست

تیشه می‌بایست اول زد به فرق

کوه‌کن ناکرده کاری بیش نیست

سر چو شد بی‌شور عشق آن را ز دوش

می‌توان افکند باری بیش نیست

می دود اشکم کجا خواهد رسید

طفلکی دامن سواری بیش نیست

ساز پرشور است بزم شوق را

اشک من هرچند تاری بیش نیست

کاغذ بسیار خواهد شرح شوق

پارهٔ دل رقعه‌واری بیش نیست

چشم بیمارت به خونش مایل است

افشرم دل را که ناری بیش نیست

صبح از روی تو باشد پرتوی

شام از موی تو تاری بیش نیست

باخت از عاشق ز معشوق است برد

عشق‌بازی هم قماری بیش نیست

ابلهان را خوش ز جا برداشته است

پایهٔ رفعت که داری بیش نیست

چشمه‌های گریه را کردن روان

پیش چشمم چشمه‌ساری بیش نیست

ناز بر تشریف هستی می‌کنی

شرم بادت مستعاری بیش نیست

این قدر دلبستگی با او چرا

زندگی بی‌اعتباری بیش نیست

اعتماد ای خواجه بر دولت مکن

بی‌ثباتی بی‌مداری بیش نیست

چشم تا بر هم زنی گم گشته است

اختران مشت شراری بیش نیست

عرصهٔ گیتی به این وسعت که هست

جای جولان‌سواری بیش نیست

کرده صید از شید خامی چند را

شیخ شهر ابله شکاری بیش نیست

زاستان خویش واقف را مران

ناتوانی خاکساری بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸مرا تیر تو در دل جا گرفته است
  2. شمارهٔ ۲۲۹چشم و ابرو خط و خال تو مرا خواهد کشت
  3. شمارهٔ ۲۳۰خصم جان دشمن دل و دین است
  4. شمارهٔ ۲۳۱از لبت راه حیات تازه‌ای رو داده است
  5. شمارهٔ ۲۳۲دیوان‌ایم شهر به ما نامبارکست
  6. شمارهٔ ۲۳۳به کام غیر شوم کشته یار اگر این است
  7. شمارهٔ ۲۳۴دست تا برداشتم از عشق دامان را گرفت
  8. شمارهٔ ۲۳۵سر گران آمد خدنگ او به استغنا گذشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.