پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۷۳ - در حق صابر بن اسمعیل ترمذی

ای صابر ، ای سپهر سخن ، ای جهان فضل

ای کعبهٔ افاضل ایام کوی تو

ای برده نور چشم معانی ز لفظ تو

وی خورده آب باغ معالی ز جوی تو

تا گوی نظم و نثر بمیدان فگنده ای

چوگان هیچ کس نربودست گوی تو

هفت اختر و دوازده برج و چهار طبع

در جاه کمترند ز یک تار موی تو

مهر تو جویم از دل و جان و مباد شاد

آن کس ، که نیست از دل و جان مهر جوی تو

جانم ز هجر روی تو در اندهست و بس

ای صد هزار شادی و راحت بروی تو

تو یوسفی بعزت و یعقوب وار هست

ما را همه سکون و تسلی ببوی تو

تشریف تو رسید و بهر حالتی مرا

تشریف داده ای ز خود ، اینست خوی تو

من مدح گوی تو شدم و زین مرا چه فخر؟

کامروز عالمیست همه مدح گوی تو

این خدمتیست مختصر ایرا به پیش ازین

شد خدمتی نبشته به اِطناب سوی تو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۵ - در شکر گزاری از پادشاهاحوال بنده باز نظامی گرفت نو
  2. شمارهٔ ۷۶ - در وصف قصر خوارزمشاه اتسززهی ! قصر خوارزمشاهی ، که دولت
  3. شمارهٔ ۷۷ - در مرثیۀ رافع بن علاءای رافع علا ، ز وفات توام غمیست
  4. شمارهٔ ۷۸ - د رحق شمس الدینشمس دین ، ای خدمت درگاه تو
  5. شمارهٔ ۷۹ - در مدیحهای همه عاقلان بطوع و بطبع
  6. شمارهٔ ۸۰ - در حق ملک اتسزای شاه ، بی سفینهٔ جود تو مانده ام
  7. شمارهٔ ۸۱ - در مدح پادشاهخدایگانا ، آنی که دشمنان ترا
  8. شمارهٔ ۸۲ - در حق جمال الدوله حریجمال دولت حری ، بافضل
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.