پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۳۸ - در مدح اتسز خوارزمشاه

خوارزمشاه بر همه شاهان مقدمست

اسباب خسروی همه او را مسلمست

صدر جریدهٔ همه ابنای دولتست

بیت قصیدهٔ همه اعقاب آدمست

از جاه او قوام قوانین ملتست

وز عدل او نظام اقالیم عالمست

آشفتهٔ حوادث و مجروح چرخ را

فیض و عطای او همه دارو مرهمست

از دست زرفشانش و ز تیغ سرفشان

قسم ولی بخش عدو سور و ماتمست

او آفتاب شرع و بدو شرع روشنست

او نوبهار ملک و بدو ملک خرمست

شاها ، خدایگانا ، آنی که در جهان

بنیاد مکرمات بسعی تو محکمست

معن بن زائده بر جود تو مدخلست

قس بن ساعده بر نطق تو ابکمست

گردد بحسن سعی بیان تو منکشف

کاری که مشکلست و کلامی که مبهمست

رفتند از دیار تو بیگانگان همه

شادان مباد ، هر که ازین رفتنش غمست

هرگز قرار کرد توانند آهوان

در بیشه ای که مسکن غرنده ضیغمست؟

لشکر بکش بعزم نظام دیار خویش

اکنون که حال دولت تو بس منظمست

در پیش خیل کفر بزن خیمهٔ هدی

کان جایگاه سخت مبارک مخیمست

تو کعبهٔ جلالی و ارباب شرع را

خوارزم و آب او عرفانست و زمزمست

با این نعیم خطهٔ خوارزم و طیب او

جای دگر مقام گزیدن محرمست

گرگانج از بخارا صد بار خوشترست

درغان هزاربار نکوتر ز در غمست

تا در جهان وجود بد و نیک آدمی

زین گرد منظرست و ازین سبز طارمست

بادی تو بر خدای مکرم ، که نزد خلق

اسلام از مهابت تیغت مکرمست

شادیت بیش باد، که از رشک ملک تو

شادی بدسگال تو هر ساعتی کمست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسزدیدار تو ، ای جان جهان ، راحت جانست
  2. شمارهٔ ۴۱ - در مدح وزیر ثقة الدینصدر ثقة الدین کنف خلق جهانست
  3. شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر ضیاء الدین عراق بن جعفرای آنکه رخت بهار چینست
  4. شمارهٔ ۴۳ - در مدح علاء الدوله اتسزبزینت باغ چون خلد برینست
  5. شمارهٔ ۴۴ - نیز در مدح اتسز گویددر زلف تو ، ای نگار ، تابیست
  6. شمارهٔ ۴۵ - در ستایش شمس‌الدین وزیرجمال‌الملک شمس‌الدین جهانیست
  7. شمارهٔ ۴۶ - در مدح سید مجدالدین گویدای آنکه بی‌تو هیچ نظامی جهان نداشت
  8. شمارهٔ ۴۷ - در مدح اتسز خوارزمشاههرچه جز معشوق و می از آن کران باید گرفت
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.