پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۳۷ - در مدح خاقان ارسلان خان کمال الدین ابو القاسم محمود

رایت شرع و ملک منصورست

آیت علم عدل مشهورست

بخداوند خسروان خاقان

که جهانش مطیع و مأمورست

ارسلان خان، کمال دین محمود

که بدو قصر حمد معمورست

شهریاری، که ذات فرخ او

بمساعی خیر مشکورست

قدر او آسمان با شرفست

رأی او آفتاب با نورست

ناصح او همیشه محترمست

حاسد او همیشه مقهورست

خنجرش نسل دشمنان ببرید

خنجرش را مزاج کافورست

خسروا، هرکه از ره طاعت

بتو نزدیک شد ، زغم دورست

در جوار تو یابد آسایش

هر که از جور چرخ رنجورست

منم آن کس ، که جان غمگینم

از عطای کف تو مسرورست

خانهٔ من چو خلد شد ، زیرا

آنچه انعام تست چون حورست

بنده جست آفتاب و اینک یافت

گرسها باز داد معذورست

خصم تو باد در غم و ماتم

کز عطای تو بنده را سورست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۹ - در وصف بلخ و مدح سید ضیاء الدینفدای بلخ دل من،که روضهٔ ارمست
  2. شمارهٔ ۴۰ - در مدح ملک اتسزدیدار تو ، ای جان جهان ، راحت جانست
  3. شمارهٔ ۴۱ - در مدح وزیر ثقة الدینصدر ثقة الدین کنف خلق جهانست
  4. شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر ضیاء الدین عراق بن جعفرای آنکه رخت بهار چینست
  5. شمارهٔ ۴۳ - در مدح علاء الدوله اتسزبزینت باغ چون خلد برینست
  6. شمارهٔ ۴۴ - نیز در مدح اتسز گویددر زلف تو ، ای نگار ، تابیست
  7. شمارهٔ ۴۵ - در ستایش شمس‌الدین وزیرجمال‌الملک شمس‌الدین جهانیست
  8. شمارهٔ ۴۶ - در مدح سید مجدالدین گویدای آنکه بی‌تو هیچ نظامی جهان نداشت
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.