پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۴۳ - در مدح علاء الدوله اتسز

بزینت باغ چون خلد برینست

ریاحین اندرو چون حور عینست

نثار آسمان لؤلوی لالاست

شعار بوستان دیبای چینست

خمیده همچو خاتم شاخ گلبن

برو گل همچو یایاقوتین نگینست

نسیم باد یا بوی عبیرست ؟

سرشک ابر یا در ثمینست؟

چرا بلبل چو محزونان بنالد ؟

اگر زاغ از وصال گل حزینست

بهار افگند بر صحرا ز نعمت

دو صد چندان که قارون را دفینست

ز ابر تیره همچون ظلمت شرک

همه عالم پر از نور یقینست

جهان پیر برنا کرد ایزد

کمال قدرت ایزد چنینست

زمینست این ندانم ، یا سپهرست ؟

سپهرست این ندانم یا زمینست؟

چو رأی شاه گیتی روی گیتی

سزای صدهزاران آفرینست

علاء دولت و دین ، آنکه تیغش

بهیجا ناصر اعلام دینست

یگانه خسروی ، صاحب قرانی

که در کل معالی بی قرینست

برمح خطی و شمشیر هندی

سپاه دین تازی را معینست

جهان دولتش در زیر حکمست

براق حشمتش در زیر زینست

کف او قفل روزی را کلیدست

دل او گنج دانش را امینست

ز بهر قهر بدخواهان جاهش

نشسته حادثات اندر کمینست

ببخشش آفتاب روز مهرست

بکوشش اژدهای روز کینست

ز انواع امانی بدسگالش

جدا مانده چو موم از انگبینست

ایا شاهی ، که اندر زیر قدرت

مدار آسمان هفتمینست

تو مهری و ترا نصرة سپهرست

تو شیری و ترا دولت عرینست

جهان را عدل تو ظل ظلیلست

دل پاک بهر خیری ضمینست

الا تا چرخ جای آفتابست

الا تا باغ جای یاسمینست

حسودت هم نشین رنج بادا

که با شخص تو راحت هم نشینست

مبادا جز متین بنیاد عمرت

که بنیاد هدی از تو متینست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۵ - در ستایش شمس‌الدین وزیرجمال‌الملک شمس‌الدین جهانیست
  2. شمارهٔ ۴۶ - در مدح سید مجدالدین گویدای آنکه بی‌تو هیچ نظامی جهان نداشت
  3. شمارهٔ ۴۷ - در مدح اتسز خوارزمشاههرچه جز معشوق و می از آن کران باید گرفت
  4. شمارهٔ ۴۸ - در مدح علاءالدوله اتسزبیاد شاه جهان عالم افتخار گرفت
  5. شمارهٔ ۴۹ - در مدح شمس الدین وزیرکریمی ، که رسم معلی نهاد
  6. شمارهٔ ۵۰ - در مدح اتسز خوارزمشاهچون بر وزد بچهرهٔ تو ، ای نگار ، باد
  7. شمارهٔ ۵۱ - در مدح ملک اتسزخسروا ، چون تو آسمان نارد
  8. شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح اتسز گویدشاها، به پایگاه تو کیوان نمی‌رسد
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.