پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۴۹ - در مدح شمس الدین وزیر

کریمی ، که رسم معلی نهاد

بزرگی ، که راه ایادی گشاد

اجل شمس دین پیمبر ، کزوست

رخ فضل تازه ، دل عقل شاد

ز آبا و از امهات جهان

چنو هیچ فرزند صالح نزاد

تبار و نژادش بزرگند و اوست

چراغ تبار و جمال نژاد

ز آثار او زینت جود و علم

بایام او رونق دین و داد

ز مجد و معالیست او را سرشت

ز جود و ایادیست او را نهاد

چه ماند از دقایق که طبعش ندید؟

چه مانداز دفاین که دستش نداد؟

ز حزمش گرفته‌ست آرام خاک

ز عزمش ربوده‌ست تعجیل باد

شده فتح را داد او راهبر

شده بحر را جود او اوستاد

بیفراخت اعلام فضل و کرم

بدان طبع پاک و بدان دست راد

به یک صدمت کین او بدسگال

ز پای اندر آمد، ز دست او فتاد

همی تا بخوانند اهل خرد

تواریخ کیخسرو و کیقباد

ز دور سپهر وز شیر نجوم

نصیبش همه عز و اقبال باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۱ - در مدح ملک اتسزخسروا ، چون تو آسمان نارد
  2. شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح اتسز گویدشاها، به پایگاه تو کیوان نمی‌رسد
  3. شمارهٔ ۵۳ - نیز در ستایش اتسز می گویدچمن باغ پر ثریا شد
  4. شمارهٔ ۵۴ - هم در مدح اتسز گویدلوای دولت و ملت کنون مظفر شد
  5. شمارهٔ ۵۵ - در مدح علاءالدوله اتسزچون علاء دولت و دین دروغا خنجر کشد
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مدح کمال‌الدین محمود خانای بعزم تو فتح را پیوند
  7. شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک اتسزای تو بر آزادگان عصر خداوند
  8. شمارهٔ ۵۸ - در مدح اتسزرفت آن نگار و عشق آن نگار ماند
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.