پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۵۶ - در مدح کمال‌الدین محمود خان

ای بعزم تو فتح را پیوند

پست با همت تو چرخ بلند

خان عادل تویی و از عدلت

هست چون خلد عدن خطبه چند

دین حق را کمالی و مرساد

بکمال تو از زوال گزند

از تو بر فرق نیک خواهان تاج

و زتو بر پای بدسگالان بند

خسروان را بمهر تو ایمان

سروران را به جان تو پیوند

خار با یاد مجلس تو چو گل

زهر با مهر حضرت تو چو قند

ناصح از دولت تو یابد کام

حاسد از صولت تو گیرد پند

مملکت بر کنار نشاندست

از تو امیدوار تر فرزند

کشت زار امید شد تازه

تا کفت تخم جود بپراکند

پردهٔ جهل علم تو بدرید

خانه ظلم عدل تو بر کند

لفظ تو گوشها بدر آراست

خلق تو مغزها بعطر آکند

برنخیزد مگر به نفع الصور

هر مه را زخم تیغ تو بفکند

خسروا، بوده‌ام بهر وقتی

از قبول در تو روزی مند

دسته‌ اعراض تو مرا امروز

سوخت بر آتش عنا چو سپند

گشته ام بی عنایت تو دژم

مانده ام بی رعایت تو نژند

چرخ بیدادگر بروی آورده

این چنین محنتم بهریک چند

حال بنده به کام بدخواهست

اندرین حال بنده را مپسند

تا بود پشت عاشقان چو کمان

تا بود زلف دلبران چو کمند

باد گیتی به امر تو راضی

باد گردون بحکم تو خرسند

سوی صدر رفیعت آورد

عاملان تو مال چاچ و خجند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۸ - در مدح اتسزرفت آن نگار و عشق آن نگار ماند
  2. شمارهٔ ۵۹ - و هم در ستایش اتسز گویدای آنکه در جهان ز تو سری نهان نماند
  3. شمارهٔ ۶۰ - هم در مدح اتسزشاها ، ز زخم تیغ تو گردون حذر کند
  4. شمارهٔ ۶۱ - نیز در مدح اتسزتویی که صبح عدو هیبت تو شام کند
  5. شمارهٔ ۶۲ - نیز در مدح اتسز گویدشاها ، فلک عدوی ترا در عنا فگند
  6. شمارهٔ ۶۳ - در مدح خاقان ارسلان خاقان کما الدین ابوالقاسم محمود و شکر کنیزکان که بوی دادهآفتاب جلال و عالم جود
  7. شمارهٔ ۶۴ - ایضاً در مدح خاقان کمال الدین محمودزهی ! جمال ترا آفتاب کرده سجود
  8. شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح خاقان کمال الدین محمودکمال دولت و دین صورت شجاعت وجود
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.